سری به وبلاگ شاعر توانمند آقای موسی درگاهی زدم و این شعر زیبا را برایتان به ارمغان آوردم
وقتی میان سكه و عشقت رفاقت بود
ای كاش در آیینه هم بوی خجالت بود
در خلوت آغوش تو ای كاش یك شب
گرمای كم رو بودن و شرم حسادت بود
در بی كسی هایم نبودی تا ببینی
چشمان من در حسرت جوی حمایت بود
وقتی صدای ناله ام در اشك می مرد
ای كاش در چشمان تو رنگ كرامت بود
در روز های یاس من دیوار بودی
افسوس شبهایم شب شعر شكایت بود
تو قله كردی خویش را درعشق هر روز
آری برای فتح تو هر شب رقابت بود
هر گز ندانستم چرا چشمت سفید است
در سینه ام همیشه از چشمت حکایت بود
|
+| نوشته شده توسط
فرانک خجسته طاهری در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
|