تبليغاتX
قلمدان های مرصع - شعري زيبا از استاد لگزيان
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشتخو را نکشند
 شعري زيبا از استاد لگزيان

و اينك شعري از آقای محمد ابراهيم لگزيان 

طرحي كه شعربي خبرازمن كشيده بود

تشريح بي بديل خطوط خميده بود

تاشاعرانه تربه خودم خيره تر شوم

درمن هزار چشم نهان آفريده بود

پلكي به سمت آينه رفتم دلش گرفت

اونيزباتمام شما هم عقيده بود

روزي كه باتبربه سراغ توآمدم

رنگ ازرخ تمام خدايان پريده بود

پاي ستاره لنگ خداخسته ماه گيج

خورشيد درمقابل من قدكشيده بود

ديگرچه جاي شعروشكايت كه باغبان

اين سيب رابراي من ازشاخه چيده بود

من هاج وواج وخيره به تكراريك گناه

انگارهرچه بود به پايان رسيده بود

|+| نوشته شده توسط فرانک خجسته طاهری در سه شنبه یکم مرداد 1387  |
 
 
بالا